گوشه ای از سخنرانی رهبر معظم انقلاب که در وصف حضرت امام خمینی رحمه الله

 

علیه از عبارت "حسین زمان" استفاده می کنند.

 

حسین زمان در کلام مراجع عظام و وصیت نامه ی شهدا +

 

 

دانلود  :

 

3 مگابایت

[ لینک مستقیم ]

 

 

 

شکست یک ملت، هنگامی است که آن ملت باور کند که کاری را نمی تواند انجام دهد،

اما ملت ایران در دفاع مقدس، عکس این موضوع را به جهانیان نشان داد.

[ امام خامنه ای ]

 

 

منفیمثبت ( +44 مثبت , 48 رای)

Loading ... Loading ...

 

 

پی نوشت : 

حسین زمان در کلام شهید مطهری – شناخت حسین های زمان و عزاداری برای امام حسین (ع)

عزاداری سنتی امروز امام حسین علیه السلام، تبدیل حرکت به بنیاد است. این عزاداری که به حق درباره اش گفته شد: «من بکی او ابکی او تباکی و جبت له الجنه» – که حتی برای تباکی (خود را شبیه گریه کن ساختن) هم ارزش فراوان قائل شده – در اصل فلسفه اش تهییج احساسات علیه یزیدها و ابن زیادها و بسود حسینها و حسینیها بوده، در شرایطی که حسین (علیه السلام) به صورت یک مکتب در یک زمان حضو دارد و سمبل راه وروش اجتماعی معنی و نفی کننده راه و روش موجود معین دیگری است، یک قطره اشک برایش ریختن واقعاً نوعی سربازی است، در شرایط خشن یزیدی، در حزب حسینیها شرکت کردن و تظاهر به گریه کردن بر شهدا، نوعی اعلام وابسته بودن به گروه اهل حق و اعلان جنگ با گروه اهل باطل و در حقیقت نوعی از خود گذشتگی است، اینجا است که عزاداری امام حسین بن علی (علیه السلام) یک حرکت است، یک موج است، یک مبارزه اجتماعی است.

اما تدریجاً روح و فلسفه این دستور فراموش می شود و محتوای این ظرف بیرون می ریزد و مسأله، شکل یک «عادت» به خود می گیرد که مردمی دور هم جمع بشوند و به مراسم عزاداری مشغول شوند، بدون اینکه نمایانگر یک جهتگیری خاص اجتماعی باشد و بدون آنکه از نظر اجتماعی عمل «معنی داری» به شمار رود، فقط برای کسب ثواب (که البته دیگر ثوابی هم در کار نخواهد بود)، مراسمی را مجرد از وظایف اجتماعی و بی رابطه با حسینهای زمان و بی رابطه با یزیدها و عبیدالله های زمان به پا دارند، اینجاست که حرکت، تبدیل به بنیاد، یعنی «عادت» شده و محتوای ظرف بیرون ریخته و ظرف خالی باقی مانده است. در چنین مراسمی است که اگر شخص یزید بن معاویه هم از گور بدر آید، حاضر است که شرکت کند بلکه بزرگترین مراسم را بپا دارد. در چنین مراسم است که نه تنها «تباکی» اثر ندارد، اگر یک من اشک هم نثار کنیم به جایی بر نمی خورد.

 

منبع :  کتاب "بررسی اجمالی نهضت های اسلامی در صد سال اخیر"  شهید مطهری - صفحه ۸۳ و ۸۴