عرب بیابان گردی از حضرت علی علیه السلام پرسید:

سگی را دیدم که بر گوسفندی جست و گوسفند آبستن شد و چیزی از او متولد شد حلال است یا حرام؟!

 

امام علی علیه السلام فرمود: او را به خوردن اعتبار کن؛ اگر گوشت بخورد سگ است اگر علف خورد گوسفند است.

 

عرب بیابانگرد گفت: گاهی علف و گاهی گوشت می خورد.

 

امام علی علیه السلام فرمود: آن را به اشامیدن اعتبار کن؛ پس اگر به دهان بیاشامد گوسفند است ولی اگر با زبان بخورد سگ است.

 

عرب بیابانگرد گفت: گاهی به زبان خورد گاهی به دهن آشامد!

 

امام علی علیه السلام فرمود: آن را به راه رفتن اعتبار کن؛ پس اگر در رفتن بر گوسفندان مقدم برود و یا در میان آن ها برود گوسفند است و اگر به دنبال آن ها برود سگ است.

 

اعرابی گفت: یک بار چنین است یک بار چنان!

 

امام علی علیه السلام فرمود: آن را در نشستن اعتبار کن؛ پس اگر بر سینه مثل گوسفند نشیند گوسفند است و اگر بر مقعد نشیند سگ است.

 

عرب بیابانگرد گفت: یک بار چنین نشسته یکبار چنان!

 

امام علی علیه السلام فرمود: آن را ذبح کن پس اگر معده دارد گوسفند است و اگر امعاء دارد سگ است.

 

عرب بیابانگرد گفت: مایل به ذبح آن نیستم.

 

امام علی علیه السلام فرمود: به صدای آن گوش کن اگر صدای گوسفند دهد گوسفند است و اگر صدای سگ دهد سگ است.

 

عرب بیابانگرد گفت: گاهی صدای گوسفند دهد و گاهی صدای سگ!

 

امام علی علیه السلام فرمود: به پای او نظر کن اگر سم دارد گوسفند است و اگر چنگال دارد سگ است.

 

عرب بیابان گرد دیگر از جواب دادن عاجز ماند و بر صبر و بردباری حضرت علی علیه السلام آفرین گفت و مبهوت شد و به اسلام گروید و مسلمان شد.

 

 

[منبع: کتاب کشکول از شیخ بهایی]