کتاب فتح خون سید مرتضی آوینی، معجزه ای در روایت گری ماجرای کربلا می باشد.

کتابی مقدس که فراتر از قلم زمینیان است. نوع نگاه متمایز سید شهیدان اهل قلم به کربلا و کربلائیان باب حیرت را می گشاید.


فتح خون روایتی امروزی از ماجرای کربلاست به قلم شخصی که خود به خیل کربلائیان پیوست..
 

 

اجرای صوتی بخش هایی از این کتاب شریف به سفارش مبارزکلیپ و با اجرای بسیار تاثیرگذار مهدی اسدی در چند بخش برای دانلود ارائه خواهد شد.

امید است باب آشنایی با سید شهیدان اهل قلم بر همگان گشوده شود و دل های مرده ی ما به برکت دم مسیحایی شهید آوینی، عاشورایی گردد..

 

 

 

روایت ششم: ناشئه الیل

 

 

 

 

 

قسمت اول

۳٫۵۴ مگابایت

 

 

 

قسمت دوم

۵٫۵۲ مگابایت

 

 

[انتشار با ذکر منبع بلامانع است]

 

 

منفیمثبت ( +14 مثبت , 14 رای)

Loading ... Loading ...

 

 

اینک زمین در سفر آسمانی خویش به عصر تاسوعا رسیده است و خورشید از امام اذن گرفته که غروب کند. دیگر تا آن نبأ عظیم، اندک فاصله ای بیش نمانده است و زمین و آسمان در انتظارند. فرات تشنه است و بیابان از فرات تشنه تر و امام از هر دو تشنه تر. فرات تشنه مشک های اهل حرم است و بیابان تشنه ی خون امام و امام از هر دو تشنه تر است؛ اما نه آن تشنگی که با آب سیراب شود.. او سرچشمه تشنگی است، و می دانی، رازها را همه، در خزانه مکتومی نهاده اند که جز با مفتاح تشنگی گشوده نمی شود. امام سرچشمه راز است و بیابان طف، عرصه ای که مکنونات حجاب تکوین را بی پرده می نماید. مگر نه اینکه اینجا را عالم شهادت می نامند؟ و مگر از این فاش تر هم می توان گفت؟

 

آل کسا در انتظار خامس خویشند، تا روز بعثت به غروب عاشورا پایان گیرد و خورشید رحمت نبوی در افق خونین تاریخ غروب کند و شب آغاز شود.. شب نقمتی که درباطن رحمت حق پنهان بود؛ شبی دراز و دیجور؛ شب ظلمتی که نور تنها از اختران امامت می گیرد، و چقدر این اختران از کره زمین دورند! و ماییم اینجا،‌ بر این سفینه سرگردان آسمانی، در سفری دراز و دشوار.. در سفری هزار و چهارصد ساله. اختران نورند‌، نور مطلق؛ این تویی که اینجا، بر کرانه آسمان، در شب دریغ نور، وامانده ای و بال شکسته، و جز سوسویی دور به تو نمی رسد. اما در باطن، این نقمت نیز فرزند رحمتی است که از میان رنج و خون پای بر سیاره زمین می نهد.. سیاره رنج! و این تویی اکنون، مسافر سفر بلند شب که در اشتیاق روز، چشم به افق طلوع دوخته ای و انتظار می کشی. اگر شب نبود و اگر شب،‌‌ آن همه بلند و ژرف نبود، این اشتیاق نبود. گل وجود آدمی خاک فقر است که با اشک آمیخته اند و در کوره رنج پخته اند. زینب کبری گنجینه دار عالم رنج است. او را اینچنین بشناس! او محمل گرانبارترین رنج هایی است که در این مبارکه نهفته:‌ لقد خلقنا الانسان فی کبد. او وارث بیت الاحزان فاطمه است و بیت الاحزان قبله رنج آدمی است.